گيلان سراسر شگفتي است و شايد 'اكو موزهاي' فراخ بر بلنداي ايران كه بيش از هميشه تنها به اقليم خوش شناخته شده و ميراث باستانياش از ديد گردشگران پنهان مانده و 'مارليك' فريادي از هزارهها در آن است.
ماههاي خيس پاييز شايد خوشايند رفتن براي نگاهي نو نباشد اما هوا آفتابي بود و بهترين لحظه ها زماني اتفاق مي افتد كه به اختيار خود انتخاب شده باشند.
اسكناسي از ساليان دور به دست آمد و طرحي با نام 'مارليك' زيبنده آن، نامي آشنا اما تنها به وسعت يك نام و نه بيش كه گاه به گاه و به فاصله طولاني شنيده ميشد و در همايشي از سوي يكي از فرهيختگان گردشگري مورد انتقاد، كه چرا نام مارليك در تبليغات گردشگري همايش نيست و صدا آمد كه نقشش نيك پيداست؛ و چنين بود...
براي جامعه خبري موضوع هميشه وسيله اي است براي انديشيدن؛ و اين بار به شرم نيز آميخته كه 'مارليك ' گيلان چيست؟ كجاست؟ بلنداي نامش در اعماق تاريخ براي چه و رسوخش در جهان از آن چيست؟
جست و جو آغاز شد و از رشت به مقصد جنوب (رستم آباد رودبار) حركت آغاز كرديم و مي دانستيم هميشه سفر جنبه تفريح و سرگرم كننده ندارد بلكه داراي يك سويه مهم فرهنگي است و آن آشنايي با سرزمين هاي ديگر كه آدم را از چارچوب دگم فكري اش خارج مي كند.
مقصد رستم آباد بود و در راه ديدنيهايي بيش، از انواع گردشگري چون اكوتوريسم ، توريسم مذهبي (امامزاده هاشم كه خود به تنهايي مقصدي در گردشگري است)، ميراث فرهنگي (كاروانسراي لات كه آجرهايش تاريخ را به رخ گردشگران مي كشد) ، گردشگري سلامت (نهرهاي جاري بر قلوه سنگهايي كه زلالي اش تركيببي از رنگ را به نمايش گذارده بود و صدايش آرامشي عجيب بر جان مي نشاند)؛ و از راه قديم و نه آزادراه در ميان كاميون ها و تريلي ها به رستم آباد رسيديم و از زير پل دوم هوايي با 'ميثم نواييان' باستانشناس و كارشناس اداره كل ميراث فرهنگي گيلان كه تخصصش مارليك است، همراه شديم به سوي يك سرزمين.
هدف تپه مارليك بود پس راهي شديم و نواييان از همان آغاز از مارليك گفت و همچنان كه خودرو در پيچ و خم جاده به سوي ارتفاع حركت مي كرد، مي گفت: تپه مارليك يك محوطه باستاني در كرانه خاوري سفيدرود و در دره 'گوهررود' استان گيلان است؛ اين تپه بقاياي به جاي مانده از تمدن باستاني متعلق به دست كم سه تا سه هزار و 500 سال پيش است و پژوهشگران گمان مي برند كه اين تپه آرامگاه خصوصي فرمانروايان و شاهزادگان مردمان اين تمدن بوده است.
گروهي از پژوهشگران نام مارليك را برگرفته از واژگان گيلكي 'مار' و 'ليك' (سوراخ) ميدانند و دليل اين نامگذاري را انبوه مارهايي كه در گذشته در آن زندگي مي كردند ميدانند؛ و گروهي ديگر مارليك را برگرفته از نام قوم آمارد مي شمارند، آنها مارليك را ساخته شده از دو واژه 'مارد' (اشاره به آماردها) و 'ليك' (قوم) ميدانند.
اگر اين نظريه درست باشد، اين تمدن به مردم آمارد تعلق دارد و گروهي ديگر مارليك در زبان سانسكريت را جايگاه مادرسالاران (الهه هاي كوچك زن به نشان تقدس جايگاه مادر) تعريف كرده اند.
پس از گذر از طبيعتي با پوشش گياهي درختاني از جنس سوزني ها برگ ها به نام زربين كه به گفته نواييان يادگاري از دوره سوم زمين شناسي است و بشدت مورد حمايت جنگلباني، به جايي رسيديم كه روستاييان در حال كشاورزي بودند و بايستي ادامه راه را پياده مي رفتيم.
جالب آن بود كه از اهل روستا هر كس ما را مي ديد، بي درنگ مي پرسيد براي چه آمده ايد؟ و كاملاً عرق مردم نسبت به داشته فرهنگيشان هويدا بود و نواييان توضيح داد كه اين، نتيجه آموزشهاي مداوم است بطوريكه مردم اين ديار نيك دريافتهاند كه ويراني اين اثر يعني ويراني هويتشان.
همچنان پياده مي رفتيم و در اطراف پر بود از نعمت درختان زيتون - ميوه اي كه خداوند در سوره اي به نام 'التين' بدان سوگند ياد كرده - و مردم در حال چينش بودند و چادرها بر زير درختان پهن و مردان بر بالاي درخت با چوب به شاخه ها ميكوفتند و زنان و كودكان زيتونها را جمع مي كردند و در سبدهاي حصيري ميريختند.
آن طرفتر؛ اسبهايي به رنگ سفيد و قهوه اي بسته شده بود كه بر پيشانيشان مهرههاي فيروزه برق ميزد و بايستي مراقب بود كه در گذر از پل چوبي نهر كه تنها تنه درخت باريكي بود، در آب نيفتي و پس از حدود يك ربع پياده روي در فضايي متفاوت نفس بند آمده به تپه اي رسيديم كه تنها تپه بود و نه علامتي و نه نامي و حتي توضيح كوچكي؛ كه نه اينجا، حتي در مسير راه هم گردشگران بي اعتنا به برجاي مانده اي از اعماق تاريخ كه حكايتگر فرهنگ كهن است، مسير ميگذراندند و بي اعتنا به يكي از عجيب ترين و جذاب ترين رخدادهاي ميراث فرهنگي جهان به رشت مي رسيدند.
نواييان معتقد است: گاه بهتر است همه چيز همان طور كه هست، بماند و باورمان بر اينست كه بهترين شيوه براي جلوگيري از هر گونه آسيب به ميراث گذشتگانمان فرهنگ سازي است.
مي گويد: از آلمان مي آيند و مستقيم سراغ مارليك را مي گيرند اما گيلك مرد و گيلك زن و گيلك فرزندمان نميداند كه مارليك چيست و گنجي است مملو از فرهنگ، از نياكاني كه در سرزمين خودش قد برافراشته است.
در حين اين صحبتها به زحمت بر فراز تپهاي رسيديم كه پر بود از لانه مار بر زير بوتهها؛ و نواييان گفت به تپه مارليك بر جاي مانده از اعماق هزاره ها خوش آمديد!
بر فراز مارليك دشتها عظيم بود و افقها چنان دور كه آدم احساس حقارت مي كرد و اگر تنها بودي، فرصتي براي فكر كردن و در خود جاري شدن و اما همينطور مسحور افقي بوديم كه پيش رويمان گشوده شده بود و درفك در سويي و آسمانسرا در طرفي و منطقه اي موسوم به قشلاق در دوردست كه كوهش موجب مي شد جلوي بادهاي سرد طاقتفرسا را بگيرد و بر پايين شاليزارها به طبق چيده شده تا دورها و آن طرف تر اتوبان قزوين - رشت.
اندكاندك به آزادي باد غبطه ميخورديم كه نواييان آغاز كرد: پژوهشگران بر اين باورند كه آثار باستاني اين منطقه متعلق به فرمانرواياني است كه در اواخر هزاره دوم و آغاز هزاره اول پيش از ميلاد بر اين ناحيه حكومت مي كردند.
مردمان اين تمدن مردگان خود را بنا بر آيين خويش و همراه با اشياي ارزشمند به خاك مي سپردند، در اين منطقه 53 آرامگاه با 25 جام طلا كشف شده (جام مارليك و جام افسانه زندگي معروفترين آنهاست) و در برخي از آنها بازمانده استخوان به دست آماده است.
در همه آرامگاهها، اشيايي مانند ظروف سفالين، دكمههاي تزئيني، انواع سرگرز، پيكان، جامهاي چيني، طلا، نقره و مفرغ، خنجر، شمشير، مجسمههاي برنزي و سفالي، سرنيزه و كلاهخود و ... پيدا شده است.
پارچههاي به دست آمده نيز خبر از وجود بافندگي در هزاران سال پيش در ايران ميدهد و گفته مي شود كه جامهاي شيشهاي در اين محوطه از نخستين نمونههاي صنعت شيشهسازي بشر مي باشد.
براي مردم اين فرهنگ عناصر طبيعت و خورشيد مقدس بوده بطوريكه نقش خورشيد به صورت ترنجهاي هندسي در كف بسياري از جامها و ظروف است؛ خورشيد در مركز همه چيز است و همه جانداران از روشنايي او زندگي مي گيرند. همچنين به خاك سپردن مردگان با چنين اشيايي نشانگر اعتقاد آنها به زندگي پس از مرگ است و دفن آنها با اسب و كلاهخود و نيزه نشانه روحيه جنگاوري مردمان اين سرزمين بوده كه حتي اين موضوع در مورد زنان نيز صدق مي كرده است.
اين نكته قابل ذكر است كه آثار به دست آمده از اين تپه بخصوص ظروف مفرغي شباهتهاي زيادي به آثار به دست آمده از سيلك كاشان دارد و پارهاي از باستانشناسان بر اين باورند كه اقوام سيلك در حقيقت همان مارليكها بودند كه براثر حمله آشوريها به منطقه سيلك كاشان مهاجرت كردند و سپس با پيوستن به مادها در ايجاد امپراطوري مقتدر ماد در آغاز هزاره اول پيش از ميلاد نقشي بسزا داشتند.
و نظريه ديگري نيز وجود دارد كه آماردها به دليل زلزله هاي سه هزار ساله قبل، به سيلك كاشان كوچ كردند و آخرين زلزله از اين دست را سال 69 ما در دوران كنوني تجربه كرديم و گاه در زماني به كوتاهي يك فرياد ساده همه چيز در زندگي زير و رو مي شود.
نواييان معتقد است: در جامهاي كشف شده جوهر هنري در آنها به نهايت تبلور رسيده به طوري كه امروزه در روزگار سرشاري دانش بزرگترين هنرمندان شايد از سراسر جهان هم نتوانند چنين آثاري خلق كنند و اينك اين آثار با تمام هنرشان شيشهنشين موزه ايران باستان است و جامي پر افتخار براي فرهنگ اين سرزمين.
در سالهاي پاياني دهه 30 كاوشهاي غيرقانوني بسياري در كرانه هاي جنوبي مازندران انجام مي شد و از اين رو اداره باستانشناسي آن روزگار دكتر عزت الله نگهبان – پدر علم باستانشناسي نوين ايران – را مامور انجام كاوشهاي علمي در گيلان و مازندران مي كند و تلاشهاي نگهبان به شناسايي گسترده 'چراغعلي تپه' انجاميد و نگهبان با خوش ذوقي و نكته سنجي نام زيباي مارليك را براي آن گستره برگزيد.
كاوشهاي دكتر نگهبان در مارليك كاري حماسي و آزموني سخت براي باستانشناسي ايران بود و او يك تنه عهده دار اين كار شد و با وجود مشقتهاي بيشمار چون وجود سارقان، حفاران غيرمجاز، حيوانات خطرناك و... يكي از طولاني ترين كاوشهاي باستانشناسي ايران را به سرانجام رساند.
مديرعامل انجمن دوستداران ميراث فرهنگي گيلان معتقد است: تاريخمان بايستي از نو و با نگاه ايراني بودن نوشته شود و در كتابهاي درسي علاوه بر جغرافياي هر سرزمين ميراث فرهنگي آن نيز درقالب كتابچه اي كوچك به فرزندانمان شناسانده شود.
اما مكان، وقتي براي ديدن آماده مي شود كه همه امكانات با ورود سرمايهگذاران مهيا شده باشد و گرنه اينجا هم مي شود چون 'قلعه رودخان' كه به گورستان زيست محيطي بدل شده است.
نواييان از باستانشناسان كره اي در ايران مي گفت كه آنچه مي خوردند تا كوچكترين بخش غير قابل جذب در طبيعت را همراه خود مي آوردند و در طبيعت رها نمي كردند و تاكيد مي كرد بايستي اين فرهنگ در ذهن مردم ما نيز نهادينه شود.
وي گروهمان را بر سر گورهاي كاوش هدايت مي كرد و توضيح مي داد برخي از اين گورها چارچينه سنگي و برخي ديگر كلان سنگي است و با چه تعصبي تاكيد ميكرد آثار بهدست آمده از اين گورها شناسنامه دار است و گورهاي تپه مارليك از جمله ميراثي است كه دست نخورده باقي مانده است.
وي باز هم تاكيد مي كند: بزرگترين كاري كه در اينجا انجام شده اين است كه از پس از انقلاب در اين منطقه، حفاري غير مجاز نداشتيم و اين شاهكاري است كه مردم بومي منطقه نسبت به ميراث نياكانشان حساس شده اند.
وي معتقد است: فرهنگ غني گيلان بي اغراق نياز به 40 سال كار دارد و بايستي آستين همت بالا زد و در اين راستا با حمايت مسوولان فرهنگي گام برداشت.
اين استاد دانشگاه مي گويد: در اين منطقه علاوه بر تپه مارليك چهار تپه باستاني ديگر وجود دارد و آثار قابل ارجي از آن بروز كرده چون دو مهر كه با خط ميخي روي آن نوشته شده، اما كه خوانده؟ باستانشناسي از كشوري در قاره اي دور؛ و بايد به جايي برسيم كه تاريخمان را دوباره از نو خودمان بنويسيم.
آرامآرام نواي رفتن مي كنيم و مراقبيم بر روي تپه سر نخوريم و باز به سختي پايين مي آييم و هنوز روستاييان درحال برداشت زيتون هستند و عكاسمان تا عزم عكس مي كند از او مي پرسند از ميراث فرهنگي مجوز داريد؟ و 'اسكندري' از بوميهاي منطقه ميگويد: آثار اينجا نشان هويت ماست و براي فروش خير و بركت ندارد.
او مي گويد: خودم كارت انجمن دوستداران ميراث فرهنگي را دارم و پاسداري مي كنيم تا اين منطقه با تمام داشتهها و ريشهاش به فرزندان اين مرز و بوم باز گردد.
زنان و مردان در تلاشند و پسري كوچك سوار بر سه چرخه اش با خنده به ما مينگرد و زيتون بر مي دارد و در ظرف حصيري از توليدات صنايع دستي همين آب و خاك مي اندازد
برچسب ها : تپه مارليك
درود بر شما عاتی بود
درود بر شما عالی بود کمی در مورد قوم آمارد توضیح بدین ممنون میشم
| | | لينک ثابت | | امتياز : |
نوشته شده در تاريخ 27 مرداد 1391 و در ساعت : 2:39 بعد از ظهر - تعداد بازديد از اين مطلب:
163
سعید رسولی تکلیمی گفته :
11:25 بعد از ظهر ,1 مهر 1391